466
شاید بتوانم شرافتم را بفروشم، اما هیچکس مشتری احساسم نخواهد بود .٬ پس چه فرقی دارد اینجا تعطیل باشد یا نباشد.
شاید بتوانم شرافتم را بفروشم، اما هیچکس مشتری احساسم نخواهد بود .٬ پس چه فرقی دارد اینجا تعطیل باشد یا نباشد.
حذف شد.
در زندگی لحظههايی هست که
احترام و ترس جاشون با هم عوض ميشه
گاهی هم محبت شايد دستی داشته باشد
که ناظر بی طرف را گيج میکند.
محرم شد اگر اشتباه نکنم!
نامردمانه است آفرین گفتن آنجا که نفرینمان کنند.
پیرو پست پایین!
زن هنگامی خوشبخت است که خواهندگی مرد را طلب کند .برترین مرتبه اراده برای زن در این است که هرچه مردش بخواهد او هم بخواهد.
نیچه میگوید به سراغ زنان میروی ؟ تازیانه را فراموش مکن!
سخن خوبی است ولی افسوس که از ده زن٬ نه زن پیش از به کار بردن تازیانه آن را از دست مرد می گیرند!
توضیح بیشتر می خواهید بپرسید؟
علم با حیای زنان راستین جور نیست. مثل این است که کسی بیخود بخواهد زیر پوستشان را یا بدتر از آن زیر لباس زیبنده شان را دید بزند.
سالهاست دفتر خاطراتم نوشتهای ندارد جز وحشت و ترس برای من که اینچنین هر روز که میگذرد ساده تنها میمانم...
برای هر کدامشان صفحهای جداگانه ساختهام، شروعش با عکسی از آغاز دوران آشناییمان و جملهای در وصف عشق تازه پا گرفتهمان است و پایانش با عکسی از او با لباس عروسی و بهترین آرزوهایم برای خوشبختی و سلامتش.
در هنگام عبور ماه میان زمین و خورشید نوعی جذبه عجیب در قلب انسان راه میابد و همه چیز ممکن می شود همه چیز! قدرت آن غیر قابل انکار ٬ زیبایی آن خیره کننده جذبه آن مقدس معنای آن غیر قابل درک و به همان سرعتی که پدید میشود ناپدید نیز می شود و ما را در نا چیزی خود تنها می گذارد.
آیا این تکامل که ما رو حرکت میده ؟
آیا علم مسیرمون رو مشخص میکنه؟
بعضی وقتها سوال ها قوی تر از جواب ها هستند ! سیر تکامل اغلب یک روند خشن و ناقصه یک جنگ بین موجودیت و چیزی که تازه متولد شده٬ در میان این تولد ها اخلاق معنی واقعی خودش را از دست میدهد! پرسش درباره خوبی و بدی یک انتخاب باقی میذاره زنده بودن یا مردن.
ما موجوداتی هستیم که به گذشته خود علاقه مندیم خاطرات به ما صدا میدن اون ها شواهد تاریخی رو برایمان به یاد میاورند و متوجه میشویم زمین بزرگتر از اونی هست که فکر کنی بتونی از چیزی پنهان بشی از سرنوشت از خدا.((برداشت از خدا به عهدی خواننده می باشد))
برای هر چیزی یک دلیل و برای هر هدف یک زمانی وجود داره . زمین با سرعت ۱۰۰۰ مایل در ساعت به دور خودش می چرخه همچنان که ما نا امیدانه در حال فرار کردن از خودمانیم!
و من کننده ی سوال های سخت می باشم ! این نوشته دیگر برای خودم نیست بلکه برای کسی می باشد که خواننده است. برای شما که همه چیز برایتان غیر ممکن است.
ازدواج همبالینی را هم خراب کرده است.
نظر یکی از دوستان به صورت خصوصی برای متن شماره 451 توسط:ه-م بدون آدرس وب سایت و ایمیل.
چطور جرات میکنید همچین مطلب مایوسانه و... رو زیر نام بلند انسانیت بیارید؟ متاسفم!!
یا رومی روم یا زنگی زنگ!
و جواب من به این دوست٬ دوست که نه یک سر سری خوان.
مخالفت کردن و پرت رفتن و ناباوری شادمانه و لذت ریشخند کردن٬ نشانه های سلامت تو می باشد؟
هرچه بی چون و چراست از مقوله ی بیماری است.
جایی نوشته بود بسیج لشگر مخلص خداست .
خدایی ترسو چنین لشگری ترسو را میطلبد٬
گربه های سنگی و سنگین وزنی که خدایان ادوار اولیه بودند٬ هنوز بر جای خود ایستاده اند چگونه می خواهی واژگونشان کنی؟ چه بکنیم با کتابهایشان !
شما نمایندگان مردم همیشه چون خر خیره سر و حیله گر بوده اید.
زنی که تو بهت و ترس منو زایید!
۷ سالگی رها ام توی لجن!
حالت خلت صبح اول طلوع!
تف تو لیوان آب دبیر دینی!
صبح چای شیرین٬ خالی و شب سیب زمینی!
عقده ی ریش و سیبل ٬ تیغ و ژیلت!
حس ژان وال ژان بودن واسه کوزت!
بوی بد جوراب یه دختر قاعده !
توی تلخی گذشته سر خوردن!
زندگی فارغ از معنی ه!