334

«به نام انسانیت که زیباترین رسم»

يادم باشه واسه دخترم بگم
سه چيز اعتماد به نفس مياره
پول و شوهر و محل تولد

333

«به نام انسانیت که زیباترین رسم»

رقابتی همیشگی است میان من و آن شمع کوچک اتاق عشق ‏بازی‏‏مان.
امشب من زودتر تمام می‏شوم یا آن شمع.
اينجا سخت لبخند ميزنند، بيش از حد به چيزهای ثابت،خيره
ميشوند و مثل آب خوردن روابط عجيب فاميلی درست ميکنند

چند تا مدرک افتخاری که بگيری کم کم دستت می آيد
آدمها اينجا يا بومی‌اند يا آقای مهندس

332

«به نام انسانیت که زیباترین رسم»
 

حسادت می‏کنم به کودکی که روزی از درونت متولد خواهد شد، کودکی از گوشت تو، از خون تو و از احساس تو.

331

«به نام انسانیت که زیباترین رسم»
 

دیروز خرمشهر
امروز کهر.یزک
فردا او.ین
" این خاک به خون بهترین جوانان وطن آغشته است، با وضو وارد شوید "

330

«به نام انسانیت که زیباترین رسم»
 

لب‏های خسته از الله‏اکبرهای شبانه‏ات، بوسیدن دارد.
چه‏ قدر سخت است این سکوت، با فریادی که درون سینه‏ام موج می‏زند چه کنم؟
یعنی خدایی هست؟

329

«به نام انسانیت که زیباترین رسم»
  
 
به من بگو بی وفا حالا يار که هستی...

در ضمن ميخوام بدوني که اين فقط يه کنجکاويه ساده است
فکر نکن ميرم با يارو دوئل ميکنم به خاطر تو!

328

«به نام انسانیت که زیباترین رسم»
 
 
بدون عشق چند صد سال..بدون غذا چند روز..بدون آب چند روز
کمتر..بدون اکسيژنم چند دقيقه ميشه دست و پا زد...

ولی بدون تنفر و دروغ و حسودی..نميدونم دستگاهی
هست که بيليونيوم ثانيه رو اندازه بگيره يا نه!

327

«به نام انسانیت که زیباترین رسم»
 

ما از عاشورا مظلومیت و هیهات منه الذله یاد گرفتیم، شما از عاشورا خون و شمشیر و خشونت و کشتن را.
این است فرق ما و شما.

مطرود!

326

«به نام انسانیت که زیباترین رسم»
 
 
تويی که با افتخار تمام تف ميکنی تو صورت دوست پسر خائن سابقت..

فکر نمیکنم اونقدرام ناراحتش کنه چون اين همون بزاقیه
که هشت ماه با عشوه با بزاق ايشون مبادله ميکردی!

325

«به نام انسانیت که زیباترین رسم»
 
 
چند نفرو داری که حاضری به خاطرشون تو دادگاهی
که متهم به قتلند شهادت دروغ بدی؟

324

«به نام انسانیت که زیباترین رسم»

 

آلودگيهای ساعت 2:30 بعد از ظهرهای کوچه ما
آلودگی صوتی پسربچه‌های 13 ساله و آلودگی جنسی مادرهای 37 ساله‌شان