437
حذف شد.
حذف شد.
در میان زنان چه می خواهی؟ به دنبال حقیقت می گردی ؟
شما را چه به حقیقت!
این دست درازی بی پروا به عفت آنان نیست؟
ما انسان ها بلی همه انسانها هرگز از کسی که از خود خرد تر می شمارند نفرت ندارند٬ بلکه هنگامی با کسی نفرت می ورزند که او را با خود برابر یا از خود برتر بدانند.
آنجا که پای عشق یا نفرت در میان نباشد زن متوسط بازی می کند.
در این سفر متوجه شدم خودپسندی دیگران تنها هنگامی برای ما ناپسند است که خلاف خودپسندی ما باشد.
حالم را پرسید : چطوری مرد بزرگ؟
یک مرد بزرگ؟ من که جز یک نمایشگر آرمانهای خویش چیزی نمی بینم.
به شمال میروم همین امشب.
انسان سرانجام عاشق هوس خویش است نه آنچه هوس کرده است.
این وبلاگ را زدم برای سبکی شکوهمند شاید نتوانستم٬اما راهی بود برای لگد زدن به نیرو و اشتیاق خویش . عشق به خویشتن٬ آزادی مطلق همراه با احترام به خود...
بله٬ تنها اینان خوانندگان من اند٬ خوانندگان محق من٬ خوانندگان مقدر من٬ بقیه چه اهمیتی دارند؟ بقیه فقط آدمیانند.
بشر باید در زورمندی و در شکوهمندی روح و در تحقیر ٬ برتر از آدمیان باشد.
آه جمهوری اسلامی !
هر چه را داشتم گرفتی٬ داراییم را گرفتی٬ آسایشم را هم دادم. دیگر به غیر از امید هیچ برایم نمانده است.
ما انسان ها در این دنیا چیزهایی نداریم٬ ولی به آنها احتیاج داریم ٬ باید به هر قیمت است به چنگ بیاوریم. بدین جهت است که من وجدانی برای خویش تهیه کرده ام.
شنیده ام روز٬ روز دختران است روزتان مبارک٬
اما سوال است ..؟!
چرا زن را ژرف می انگارند؟ شاید برای آنکه هرگز به ته و توی او نمی توان دست یافت. اما حقیقت این می باشد که زن حتی سطحی هم نیست.
تنهایم، تنهاتر از آنی که خیانت کنم.
قوی هستی؟ مثل خر...
مغرور هستی؟ آنقدر مغرور هستی که از بی حاصلی خود خجالت نکشی؟
به خود گفتم و بلند شدم در رگهایم روح شیر جریان داشت اما از آن بدتر٬ فکرم فکر شیری بود !
فکرم به فکر افتاد ...!
شما چطور در جست و جویی ؟ دلت می خواهد خودت را ده برابر و صد برابر کنی؟ به دنبال پیروانت هستی؟
پس به دنبال صفر ها بگرد!.
؟ بشر همانا یکی از خطاهای خداست؟ یا خدا همانا یکی از خطاهای بشر؟
شیطان پهناورترین چشم اندازها را از خدا دارد٬ و از همین رو است که این همه از او فاصله می گیرد.
شیطان یعنی همان قدیمیترین دوستار معرفت!
پایین تنه دلیلی است برای آنکه چرا انسان خود را به آسانی خدا نمی انگارد.
از او خوشم نمیاید.
چرا؟
زیرا همترازش نیستم.
آیا هرگز بشری چنین پاسخی داده است؟
آری!
حافظه ام می گوید: من این کار را کرده ام. اما غرورم میگوید: من نمی توانم چنین کاری کرده باشم و محکم می ایستد.
سر انجام حافظه جا میزند.
مدتی زنها مغزم را مشغول کرده بودند...!
زنان در پس همه ی خود پسندی شخصی خود باز هم تحقیری غیر شخصی برای نوع ((زن)) دارند!
از این جمله ساده نگزرید!
زن میتواند چنان نفرت بیاموزد که دلبری را از یاد ببرد.
قصهی پسرک، داستان جسمی وفادار و قلبی خیانتکار است.
داستان دخترک، قصهی چشمانی بیوفا و لبهایی وفادار است.
تصور داشتن تو آنقدر بزرگ است که هیچ مادهی مخدری قدرت به وجود آوردنش را ندارد.
دوست دارم روی سنگ قبرم بنویسند:
وقت رفتنش مدّتها قبل فرا رسیده بود، نمیدانست چطور باید برود.
شب که میشود زل میزنم به سقف آسمان و منتظر میمانم تا شهابی از آسمان بیفتد و برایت آرزوی خوشبختی کنم.
امّا این شبها ستارهها هم حاضر نیستند برای آرزوهای تو بمیرند.
خیلیها هستند که نمیتوانند با نگاهشان حرف بزنند.
خیلیهای دیگر اصلا اعتقاد ندارند که میشود با نگاه حرف زد.
بعضیها دوست دارند امّا بلد نیستند.
امّا مشکل هیچ کدام از اینها نیست، مشکل این است که تعداد بسیار بسیار کمی در این دنیا میتوانند نگاهها را بفهمند و حرف نگاه را بشنوند.