«به نام انسانیت که زیباترین رسم»

نیازی به بخشایش نیست زیرا که گناهی در میان نیست، همه‏ی انسان‏ها بازیگران خوبی هستند امّا هر چه قدر ماهر باشیم باز دریچه‏ای برای آشکار ساختن رازهایمان وجود دارد.
چشمانت با من حرف‏ها دارد، چشمانت با من سخن می‏گوید امّا چه سود.
صدها زبان می‏دانم و به هزاران لحجه حرف می‏زنم، زبان تمامی حیوانات و گیاهان را می‏فهمم حتی می‏دانم چگونه با رایانه‏های بی‏جان سخن بگویم اما زبان چشمان تو را هرگز نفهمیدم، باور نمی‏کنم که مرا تنها رها کرده باشی و من تا آخرین لحظه نفهمیده باشم.
پ.ن: شاید فهمیده بودم و باور نمی‏کردم، نمی‏دانم