398
«به نام انسانیت که زیباترین رسم»
شب اوّل شب سختی بود.
تو جسمت درد گرفته و من روحم درد دارد.
جسم تو تحمّل وارد شدن جسم مرا در خودش نداشت و روح من تحمّل حل شدن در روح تو را.
آری، شب اوّل شب سختیست.
تو جسمت درد گرفته و من روحم درد دارد.
جسم تو تحمّل وارد شدن جسم مرا در خودش نداشت و روح من تحمّل حل شدن در روح تو را.
آری، شب اوّل شب سختیست.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 2:10 توسط آدم کمی معمولی
|