353
«به نام انسانیت که زیباترین رسم»
باورهایم تکتک شکستهاند و رنگ میبازند. همیشه اعتقاد داشتم که تنها یک بار میتوان عاشق شد، باور داشتم که عشق واقعی را نمیتوان نادیده گرفت و از خودم میپرسیدم که آیا نفرت هرگز میتواند عشق بیپایان را در بر گیرد؟
من برای اولین بار عاشق او شدم، اما مجبور شدم برای فراموش کردنش به رابطهای جدید متوسل شوم.
من عشقی واقعی را به او عرضه کردم، اما ظالمانه آن را به بازی گرفت.
حالا به من حق بدهید از کسی که تمام اعتقاداتم را خرد کرده است، متنفر باشم.
من برای اولین بار عاشق او شدم، اما مجبور شدم برای فراموش کردنش به رابطهای جدید متوسل شوم.
من عشقی واقعی را به او عرضه کردم، اما ظالمانه آن را به بازی گرفت.
حالا به من حق بدهید از کسی که تمام اعتقاداتم را خرد کرده است، متنفر باشم.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 13:4 توسط آدم کمی معمولی
|