«به نام انسانیت که زیباترین رسم»

ــ مهربان و چشم به راه ميمانند و صورت های نقاب دار تهوع آورشان
حفاظی است برای کرم خيار خانگی که از ديشب به خودشان ماليده اند

ــ پر از عقده و چروک ميشوند و کلاه های نقاب دار تهوع آورشان
دليلی است بر اعتقادشان به اين که خورشيد هم مثل من هيز است.

من فرهیخته نیستم

فرهیخته یعنی قیافه‏ی متفاوت به هر قیمتی، سیگار پشت سیگار، لم داده روی صندلی، همه جور کثافت کاری به اسم اپن مایند بودن، یک کلمه فارسی و ده کلمه خارجی، خدای ادعا، به لجن کشیدن همه چیز و اعتقاد نداشتن به هیچ‏چیز.
و من تصور شما نیستم!