340
«به نام انسانیت که زیباترین رسم»
ــ مهربان و چشم به راه ميمانند و صورت های نقاب دار تهوع آورشان
حفاظی است برای کرم خيار خانگی که از ديشب به خودشان ماليده اند
ــ پر از عقده و چروک ميشوند و کلاه های نقاب دار تهوع آورشان
دليلی است بر اعتقادشان به اين که خورشيد هم مثل من هيز است.
من فرهیخته نیستم
فرهیخته یعنی قیافهی متفاوت به هر قیمتی، سیگار پشت سیگار، لم داده روی صندلی، همه جور کثافت کاری به اسم اپن مایند بودن، یک کلمه فارسی و ده کلمه خارجی، خدای ادعا، به لجن کشیدن همه چیز و اعتقاد نداشتن به هیچچیز.
و من تصور شما نیستم!
و من تصور شما نیستم!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 0:56 توسط آدم کمی معمولی
|