«به نام انسانیت که زیباترین رسم»
 
یادت می‏آید وقتی گریه می‏کردی، چشم‏هایت قرمز می‏شد. من چشمانت را می‏بوسیدم و می‏گذاشتم در آغوشم آرام بگیری.
آن روز شنیدم که چشمانت باز قرمز بود، کاش می‏دانستم پسرکی که برایت حشیش بار می‏زند هم، چشمانت را می‏بوسد؟