117
آمدم با صدای ناشناس زمین باکره بود و نام ها حماسه
و همه چیز با زاوییه ای تنگ در خط دیدم (کودکی ام)
و
امروز آنقدر ایستاده ام
که صدای رویش را زیر پای خویش احساس می کنم
و
بودن دیگر است و شدن دگر رفیق (اکنون)
و میخواهم همچنان بایستم (تا مرگ)
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۶ ساعت 22:20 توسط آدم کمی معمولی
|