124
گاهي اوقات آرزو مي كنم
تمام انگشتان دستم
انگشت شست بود
تا همه را يكجا
به زندگي حواله مي دادم
zaghart
گاهي اوقات آرزو مي كنم
تمام انگشتان دستم
انگشت شست بود
تا همه را يكجا
به زندگي حواله مي دادم
zaghart
معتاد چشمانت شده ام
نگاهت را در من تزریق کن
zaghart
ثبت شود:
سخت ترين
مشکل ترين
تخمی ترين
گه ترين
... ترين
..... ترين
...... ترين
روز در زندگی من حداقل، اولين روز کاريه
يه کار جديد، شناختن آدمای جديد
و از همه گه تر احساس بیمصرف بودن
پ.ن: آخی
نوشتن حرف ٍ دل
نه زبان شاعرانه می خواهد،
نه کلمه های قلنبه سلنبه ادبی
قلمی و کاغذی و نیمچه سوادی
کفایت می کند،
به گمانم...
تنها زنان
خون گريه مي كنند
آن هم
در دوره ماهيانه خويش
zaghart
يک نکته اخلاقی مشترک بين دختران
آنها از تعريف، بينهايت لذت ميبرند
حتی آنهايی که مرد هستند
پ.ن: مهمتر اينکه کلاً تعريف نکردن از آنها در دسته رذايل اخلاقی جای دارد
ببينم واقعاً فکر ميکنی
کسی که تو خيابون
سعی کرده با تو رابطه بر قرار کنه؛
به موجود درونت توجه کرده؟
اصلاً اين فکر به نظرت منطقی مياد؟
حالا چه انتظاری داری؟
وفاداری؟!!
اين موجود اسم دارد
من که مردهی اين اسمم « زاغارت »
البته جای اون زاغارتّ سه نقطه قرار بدين.
آمدم با صدای ناشناس زمین باکره بود و نام ها حماسه
و همه چیز با زاوییه ای تنگ در خط دیدم (کودکی ام)
و
امروز آنقدر ایستاده ام
که صدای رویش را زیر پای خویش احساس می کنم
و
بودن دیگر است و شدن دگر رفیق (اکنون)
و میخواهم همچنان بایستم (تا مرگ)
تنها حكومتي كه در آن
خايه مالان به جايي نرسيدند
دوران آغا محمد خان قاجار بود.
zaghart
عاشق دختركي
از تبار باران شده ام
دخترك
شب ادراري دارد
zaghart
اينجا ايران است اينجا خانه ماست
اينجا ما و تمام خانواده تروريست هستيم
اين نيروی نظامی امريکاست اين پدر من است
پدر من به تنهايی با تمام تروريستها مبارزه ميکند
پدر من ميخواهد تنها گروگان را آزاد کند حتی به زور، او ديناست
پدر من در اخبار غرق است، پدر من يکی از قربانيان تبليغات خبری است!
moteghaier
در یک رابطه از هر نوعی که میخواد باشه؛
میشه خیلی قسمتهای کثافت پیدا کرد،
ولی درصد این کثافتهاست که مهمه.
moteghaier
دوستی می گفت:
مردم ما
یبوست مغز دارند
اسهال زبان
zaghart
دچار روزمِّرگي بوديم
شدت فتحه اش را هم از ما گرفتند
روزمرْگي مباركمان باد
ميدونی؛
اصلاً مهم نيست که همهی زيبايیها رو داشته باشی
اين مهمه که، لياقت داشتنش رو داشته باشی
وقتی لياقتش رو داشته باشی، ديگه زيبايی
حتی بدونه کوچکترين زيبايی
اینو فهمیدم وقتی یک مرد از ازدواج می ترسه, واسه این نیست که از دل بستن به یه زن می ترسه, بلکه دل بریدن از بقیه زنهاست که اونو میترسونه!
هيچ گهواره اي
اينچنين طفل شومي
در خود نه پرورد
كه زمين
گهواره تمدن
zaghart
((غم آمد غصه آمد ماتم آمد
خدا را زین میان))
کم داشتیم
که اون هم بلند شد و اومد.
zaghart
فکرهای حرامزادهی بیپدر با لالایی خواندن هم خوابشان نمیرود