اينروزها ميگويند خبرهاييست...
ميگويند روز عشاق است...روز دلدادگانيست که در کنار هم روزگار ميگذرنند به خوشي!
ميگويند هديه ميدهند...با لبخند و اميد!
روز آنهاست..نه من و تو...
روز آنهاييست که هر روز چشم در چشم هم صبحشان شروع ميشود و دست در دست هم شبشان به پايان ميرسد...
روز آنهاست نه من و تو...
نه من و تويي که حتي نميدانيم سال بعد -همين موقع- چه ميکنيم و چه کسي لبخندزنان کادوي ولنتاينمان را هديه ميدهد!!
آري..روز آنهاست..نه ما..
من و تو آن روزي روزمان است که سه ساعت دست در دست هم قدم بزنيم!
هديه ما آنروزيست که نترسيم از گذر ِ -لعنتي ِ- زمان...
آن روزي که بدون واهمه گفتيم و خنديدم، ولنتاين ماست!!
نميدانم اين حرفها اينجا جايش است يا نه...نميدانم با خواندن اين خطوط چه ذهنيتي از من در شما بوجود ميآيد