21
به اندازه خود حقيقت
به اندازه عاشقانههايش
به اندازه تعداد پيکهايش
به اندازه گزگز گونهايم
به اندازه خندهای بی علتم
به اندازه افکار درهم و زيبايم
به اندازه تمام «به»های جملاتم
به اندازه دفعات تکرار يک آهنگ
به اندازه چيزهايی که ديگر نميخواهم
مطقییر
20
تو باید درس بخونی بگیری ریاضی بیست !
19
18
الان میفهمم که چقدر به جهنم علاقه مندم!
17
امروز: از پذیرفتن خانم ها، با شلوار کوتاه معذوریم!!!
فردا : خواهشا با شلوار وارد شوید.
16
میدانی، همیشه بهتری هست که وسوسه تعویض را قوت ببخشد
و آن کیست که تاب بیاورد...!
15
خوش بگذره
14
۲هفته ای میشه هر شب دارم می خورم!
13
12
فکر می کنم وقتش رسیده که تو به راه خودت بروی.
11
می خواهی یه شانس دیگه به هم بدیم!؟
10
9
8
من مثل خدایم و خدا مثل من من به بزرگی خدا هستم و خدا به کوچکی من .. خدا قدرت سیطره بر من را ندارد و من تحت سیطره او نخواهم بود.
6
تو فقط اونجا ایستادی و فریاد میزنی
می ترسیدی و هیچکس به تو گوش نمیداد
صدای تو بايد رفته باشه فقط شنيدن آنچه تو می خواهی بشنوی
تو در مصيبت خفه شدی تو نمی تونی دنيا را نجات بدی
هيچ کس به کلماتی که تو می گفتی اهميت نمیده شادی يک مرد جهنم ديگری است
اما چيزی اشتباه است که همه ی شما خواهید ديد
به خاطر داشته باش بيچارگی عاشق اين است که با کسی باشد.