نوشته های یک آدم کمی معمولی
انگار بزرگ شده ام. در آخر تنها ، تنهایی می ماند و تنهایی که آرزوی در آغوش کشیدنشان را به خاک می بریم . مدت هاست مرا از جهنم میترسانی د! خدا٬ جهنم تو در مقابل جهنم٬ نبودن او برایم سخت تر بود میدانم. شاید شما نمیدانید اما اگر ۱ بار هم کلامش بودید معنی مردانگی به شما نزدیک تر بود. ستاره ای بود که در فضای خالی خاموش شد و حالا دیگر در این فضا ٬ هیچ چیز نیست... کاش کمی تخم داشتیم. درست است٬عاشق می خواهد شبیه خدا باشد٬ اما نه از روی تکبر. روزی بر خواهم گشت و نوشت که ایرانی آزاد باشد. مادران وقتی دوستان پسرانشان به موفقیت خاصی میرسند٬ به آسانی به آن ها حسادت می کنند. معمولا هر مادر در وجود پسرش بیشتر از پسر٬ خودش را دوست می دارد. شرمنده ام مادر.
مطرود.
تنها نبودی
اما ...
خوشبخت هم نبودی..
| Design By : Night Skin |

